|
|
|
| |
| |
زندگی با عشق چه زیباست!
قيمت فروش : 75,000ريال
مشاهده فهرست مطالب این کتاب
- مقدمه دکتر ابراهیم خواجه نوری - عشق تعدیل کننده رفتارهای نابهنجار - بازگشت به خود - روشنایی را در درون خود جستجو کنید - ساختن پلی میان حال و آینده - هنر انسان بودن - امیدهای فردا - در جستجوی یکرنگی - جایی که زندگی هست امید هست - چگونه باید زیست - از عشق سخن بگوئیم - فواید اتحاد و یکرنگی - باورهای خود مخرب و خود آزار...
این کتاب اثری است که مهمترین موضوع علمیاش عشق میباشد . شاید به نظر برخی از خوانندگان جدی و عبوس این حرف شوخی تلقی شود ، ولی دکتر بوسکالیا ، نویسندهی کتاب ، آنچنان به عشق و اهمیت آن در زندگی انسانها معتقد است و طوری با ارائه مثالهای زنده ، شاد و موثر ایمان به قدرت سازندهی عشق را در خواننده میآفریند که مجال تردید باقی نمیگذارد. او به شما میفهماند و این عقیده را راسخ میکند که اگر صمیمانه انسانها را دوست بدارید ، آنها هم شما را دوست خواهند داشت و این ضروریترین و مفیدترین علمی است که هر انسانی برای ((انسان شدن)) باید بیاموزد . دکتر بوسکالیا این واقعیت مسلم را در ذهن ما بیدار میسازد که((خوشبختی تو بستگی به چگونگی احساسی دارد که تو نسبت به انسانها داری و این خود وابسته به گفتار و رفتار و پندار تو است و خوشبختانه همه اینها در اختیار خود تو قرار دارد .)) خودتان خوب میدانید که در بین تمام جانوران روی زمین انسان تنها جانوری است که اختیار انتخاب رفتار و گفتار و پندار به او داده شدهاست . بوسکالیا به صدای بلند و به صد زبان میگوید ((ای حیوان با شعور چرا از این حقی که تنها به تو داده شده ، برای کسب خوشبختی خود و دیگران استفاده نمیکنی ؟ ای حیوان با شعور دست بدار تا خوشبخت شوی . هر چه بیشتر دوست بداری خوشبختتر میشوی ، هر چه بیچشم داشتتر ، صمیمانهتر و یکدلهتر عشق بورزی ،خوشبختتر میشوی ، امتحان کن تا به خودت ثابت شود . ولی این چندان هم ساده نیست برای اینکه قبل از عشق ورزیدن اصیل ، باید ابتدا تخم کینه و نفرت را از دل خود زدوده باشی تا بتوانی جائی برای عشق باز کنی و باید قلبا و عمیقا ایمان داشته باشی که آدم بد وجود ندارد بلکه آدم مریض و نابالغ و شرطی موجود است ، که آنها را هم به خوبی و با رفتار و برخوردی صحیح میتوان تغییر داد و برای این کار فقط باید بخواهی و جدا بخواهی و کمی از روانشناسی عملی یا یک مشاور خوب هم کمک بگیری و نگوئید این کار نمی شود . دکتر بوسکالیا استاد کرسی تعلیم و تربیت دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ، اهل کالیفرنیا است . بوسکالیا به علت آگاهی و تجربیات عمیق و دامنه داری که از زندگی و مظاهر آن دارد تاکنون چندین درو کلاس تحت عنوان ((عشق)) (زندگی را چگونه باید آموخت) در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ترتیب داده است . کتاب ((عشق)) نتیجه ارتباط و تبادل نظر با شاگردانی است که در کلاسهای ((عشق)) شرکت داشتهاند . تز اصلیاش این است که عشق آموختنی است و هر کس میتواند و باید عشق ورزیدن را بیاموزد . بوسکالیا با دادن اطلاعات و تجربیاتی دربارهی زندگی و چگونگی زیستن از طریق تدریس ،سخنرانی و نوشتههایش نفوذ عمیقی بر شنوندگان و خوانندگان خود بر جای گذاشته است . او مردی است شاداب ، پرتوان ، سرزنده و عاشق پیشه که به خودش زندگی و به انسانهایی که با او به هر نحوی تماس مستقیم و غیر مستقیم دارند ، عشق میورزند و همواره سعی دارد ارتباط سالم ، صمیمانه و نزدیکی با آنها برقرار کند . وی در حال زیسته و آینده را در حال پیریزی میکند . بوسکالیا هم به جنبههای مادی( بهره جوئی از مزایای زندگی و همبستگی با مردم ) و هم به معنویات توجه دارد و کوشش میکند از هر دو شناخت عمیقی بدست آورد. مطالبی که در زیر فهرست وار ملاحظه میکنید نکاتی است که نویسنده از ابتدا تا انتهای کتاب به آن توجه دارد و به آن تاکید میکند . این گفتهها همانطور که بارها و بارها به آن اشاره میرود پدیدهی جدید و یا کشف تازهای نیست بلکه مسائل کوچک و در عین حال حیاتی است که ما هر روز ،هر ساعت و هر لحظه با آن روبه رو هستیم ولی به آن اهمیت نمیدهیم و سرسری از آن رد میشویم . 1)تمام افراد بشر با وجود تفاوتهای نژادی ، فرهنگی و مذهبی در بعضی از نیازها با یکدیگر وجه اشتراک دارند که از آن جمله نیاز به عشق ، مهربانی دوستی است. 2)هر انسانی جدا از استعدادهای بالقوه ، از توانائیهای نامحدود بیپایانی برخوردار است که با آموزش و پرورش صحیح میتوان آنها را بارور و شکوفا ساخت . 3)رضایت از خود ، به خود ارزش و اعتبار دادن ، منحصر بفردی و یکتا بودن را پذیرفتن و به آن ارج نهادن و به ((خود)) واقعی برگشتن از عوامل حیاتی در پیریزی و انسجام شخصیت سالم است . 4)تشکیل خانواده و در آغوش پر مهر آن بزرگ شدن و از محبت پدر و مادر برخوردار بودن ، به عقیدهی بوسکالیا بالاترین و مهمترین نیاز بشری است . آماری که نویسنده ارائه میدهد نمایانگر این واقعیت است که تمام ناراحتیهای روز افزون روانی ، ناشی از احساس تنهایی و دور بودن از دست نوازشگر خانواده است . واقعیت تکان دهندهی دیگری که نویسنده ضمن کتاب فاش میکند ، اینست که مردم غرب با وجود برخورداری از تمدن -تکنولوژی پیشرفته و موفقیتهای روز افزون در کلیهی زمینههای علمی و اقتصادی ، هنوز اسیر و گرفتار مسائل احساسی - عاطفی و ذهنی شدید و عمیق میباشد . مشکلی که دامنگیر عقب افتادهترین ملل جهان امروز نیز هست . با مطالعه کتاب خواننده به این نتیجه میرسد که عشق نیازی مبرم ، حیاتی و همگانی است که تبلور آن شکوفائی و خلاقیت میآفریند و کمبود آن انسان را به فساد و تباهی میکشاند . با عشق و در عشق زندگی کنید تا معنی و مفهوم واقعی حیات را درک کنید و از آن لذت ببرید
| تعداد صفحه: 387 |
|
نوبت چاپ: 19 |
|
|
|
|
| قطع:
رقعی |
|
نویسنده:
لئو بوسکالیا |
|
مترجم: توراندخت تمدن (مالکی) |
| | |
| |
|
|